تامان نگارا - بخش دوم

روز اول :صبح قبل از ساعت 8 در جلوی شرکت هان بودیم.حدود ساعت 8 اتوبوس حرکت کرد و پس از یک توقف در شهرک چینی ها به سوی Kuala Tembeling حرکت کرد.در شهرک چینی ها عده ای از گردشگران که عازم تامان نگارا بودند سوار اتوبوس شدند.مسافران این اتوبوس از قوم ها و کشورهای مختلفی بودند:کره ای،روس،سریلانکا،فرانسه و ...بعدها در تامان نگارا متوجه شدم که تنوع گردشگران درست به اندازه تعداد آنهاست.اتوبوس در میان بزرگراههایی که دارای چشم اندازهای زیبا و قشنگی بود حرکت می کرد.در اطراف جنگلهای استوایی و کوههای کم ارتفاع با مناظر دلفریبشان وجود داشت و گاهی به شهرها یا خانه هایی در کنار جاده می رسیدیم که تماشای آنها خالی از لطف نبود.حدود چهار ساعت بعد به Kuala Tembeling رسیدیم.اینجا در حقیقت یک بندرگاه کوچک است که برای وارد شدن به تامان نگارا می توان از آن استفاده برد.علاه بر اینکه دارای چند رستوران و فروشگاه کوچک محلی است.همچنین دفتر گردشگری و همینطور فروش بلیت قایق در آنجا وجود دارد.در حقیقت اگر به طور آزاد سفر می کنید در اینجا می توان بلیت برای قایق ها تهیه کرد. یکی از شعبه های شرکت هان در آنجا بود که مدارک ما را برای ورود به تامان نگارا آماده و بررسی کرد.ورودیه به تامان نگارا یک رینگت است(هر رینگت حدود 270 تومان است)برای عکاسی و فیلمبرداری هم باید مجوز داشته باشید که برای هر دوربین باید مبلغ 5 رینگت بپردازید.بعد از اینکه کارهای اولیه تمام شد و معرفی نامه ها برای اقامت در سوئیت ها و بلیتهای قایق ها و ... (که قبلا توسط شرکت هان تهیه شده بود) را دریافت کردیم برای ناهار متفرق شدیم.من در یک رستوران کوچک محلی به نام Restoran Tembeling ناهارم را صرف کردم که یک نوع غذای مالایی اما بسیار شبیه به غذای ایرانیان بود.هوا گرم و شرجی(حدود 35 درجه) بود .در اطراف کمی گشت زدم و درختان نارگیلی دیدم که نارگیل بعضی از آنها بر زمین ریخته و خراب شده بودند.علاوه بر آن چند درخت میوه که نام آنها را نمی دانستم.حدود ساعت 2 در اسکله آماده حرکت شدیم.آب رود بسیار گل آلود و تند بود و در آن شاخه های درختان و حتی تنه های آنها با سرعت رد میشدند.قایق ها به صورت چوبی و چیزی شبیه به کانو و کایاک بود.دارای موتور بنزینی بودند و ظرفیت آنها حدود بیست نفر بود.پس از سوارشدن و مرتب کردن بارها و کوله ها قایق اسکله را به مقصد Kuala Tahan ترک کرد.بر خلاف جریان آب پیش می رویم .با مناظری از جنگلهایی که اندک اندک تیره می شوند و ماهیگیران با تورهای آنها برای صید و کم کم مناظری که سکونت انسانها در آنها به چشم نمی آید.گهگاهی قایقی از روبه رو رد میشد یا از کنار هم می گذشتیم.عرض رودخانه متغیر بود.گاهی در حدود ده متر و گاهی حدود صد متر بود.اگر دقتی در ساحل اطراف و جنگلها می افکندیم می توانستیم جانورانی را ببینیم.میمونها و بزمجه ها در اطراف قابل دیدن بودند.حدود ساعت 5 عصر بود که تاسیساتی در کنار رود مشخص شد و هنگامی که در کنار یک رستوران شناور توقف کردیم فهمیدیم که به انتهای سفر با قایق رسیده ایم.فروشگاهها و رستورانهای شناور ،تاسیساتی بودند که شمار آنها به ده عدد می رسید و به صورت شناور بر روی آب بودند.این تاسیسات بر روی مجموعه ای از بشکه های خالی ساخته شده بودند که بر روی آنها ساخت و ساز انجام گرفته بود .آنها بر روی آب شناور بودند و بروی جریان آب و موجها آرام بازی می کردند و حالت آرامش بخشی ایجاد می کردند. فاصله بین آنها تا ساحل که کمتر از ده متر بود توسط پلهای چوبی متصل میشد.پس از پیاده شدن از قایق ها و مستقر شدن در رستوران فوق( که بعدهاصبحانه و ناهار و شام در آنجا صرف می کردیم) منشی آنجا توضیحاتی در مورد برنامه و اقامت و ... به ما داد و سپس تا هنگام صرف شام مرخص شدیم تا به سوی سوئیت ها و اقامتگاههایمان رفته و در آنجا مستقر شویم.
Kuala Tahan یک دهکده کوچک است که شباهت زیادی به یک شهرک دارد.مجموعه ای از مسافرخانه،هتل،پانسیون و پارک است.علاوه بر اینکه محلهایی برای کمپ زدن وجود دارد .دارای چند فروشگاه و کیلینیک و مرکز پلیس و مدرسه نیز می باشد.در کل محیطی آرام و تمییز با چشم اندازهای جالبی است. با کروکی ای در بدو ورود به ما داده بودن به دنباPark Lodgeل بودم.این پارک در فاصله نسبتا دوری از محل رستوران شناور و رود کوآلا بود.گرچه من همیشه این مسیر را چه در شب و چه در هوای بارانی طی می کردم و تلاش مدیر پارک برای رساندن من بی نتیجه می ماند.پارک در میان دره تپه ای جنگلی ساخته شده بود.در میان این درختان موجودات فراوانی بودند که از آنها به میمونها و سنجابها می توانم اشاره کنم.علاوه بر این صدای حشرات و جیرجیرکها در شب و روز بسیار زیبا بودند.قیمت اتاقها در این پارک برای دو نفر، شبی 50 رینگت بود که شامل صبحانه مجانی بود.انتخاب گوناگونی برای اقامت در Kuala Tahan وجود دارد. اتاقهای 4 تا 8 نفره، کلبه های چوبی دو نفره و ... که در محل های مختلفی هستند و البته با خدمات و امیتازاتی که دارند تنوع مختلفی برای انتخاب بوجود می آورند.(این خدمات شامل صبحانه مجانی،مجهز بودن به کولر یا پنکه ، دوش آب گرم،توالت مجزا و ... می باشد).قبل از ورود به تامان نگارا توسط شرکت هان اتاقی سفارش داده بودم.برای استفاده از هوای جنگل و بودن در شرایط جنگلی نیازی به اتاق کولر دار نداشتم و پنکه را ترجیح دادم.بعد از ورود متوجه شدم که انتخاب جالب و زیبایی کرده ام.فاصله پارک تا لنگرگاه حدود یک ربع با پای پیاده بود و قرار گرفتن در دره و طبیعت زیبای اطراف یک آرامش روحانی به محیط آنجا داده بود.کلبه مجهز به یک دوش هم بود که واقعا چاره ساز بود.بعد از مستقر شدن در اتاقم،مقداری استراحت کردم و در محیط اطراف پارک گشتی زدم و عکسبرداری کردم.بعد از آن حرکت کردم و به طرف ساحل رودخانه رفتم.شام را در رستوران شناور صرف کردیم و بعد از آن همراه با راهنمای محلی به نام محمد آماده شدیم که به گشت شبانه برویم.سوار بر قایق شدیم و طرف دیگر رود رفتیم.قبل از ورود به جنگل، محمد توضیحاتی داده و لزوم دقت در حرکت کردن.آهسته وارد جنگل شده و قدم بر می داشتیم.خیالم راحت بود که چراغ پیشانی ام همراهم است و دستانم برای عکاسی و تصویر برداری آزاد هستند.محمد با نگاه تیز خود با دیدن هر چیز مفیدی ما را نگه میداشت و توضیحاتی به ما می داد.انواع عنکبوتها,مورچه های گوشت خور،جیرجیرکها و حشرات دیگر... در این گشت شبانه رویت شد.به طرف کلبه مخفی راه افتادیم.این کلبه به صورت اتاقی در ارتفاع بالا بود که آنجا مدتی در تاریکی مطلق به انتظار نشستیم و به صدای جیرجیرکها گوش دادیم و هنگامی که چراغ قوه ها را به دشت و مرداب روبه رو انداختیم دسته ای از آهو ها را دیدیم که برای نوشیدن آب در حال حرکت بودند...
محمد در میان گیاهان می گشت و چنانچه به موجود یا جانوری می رسید به معرفی می پرداخت و اطلاعات جالبی عرضه می داشت.پس از خاتمه از گردش شبانه پیاده به طرف پارک راه افتادم در حالی هوا در حال خراب شدن بود و شرجی هوا هم اندکی انسان را اذیت می کرد و گاهی قطره ی درشتی بر صورت احساس می کردم...




Restoran Tembeling

اسکله

سفر با قایق


سفر با قایق

رستوران شناور

Park Lodge

کلبه چوبی

اسم این جانور را هنوز نفهمیدم

هیچ نظری موجود نیست: